عکس های رهبر در جبهه ها
عکس های رهبر در جبهه ها



عکس های رهبر در جبهه ها









عکس های رهبر در جبهه ها


عکس های رهبر در جبهه ها



عکس های رهبر در جبهه ها









عکس های رهبر در جبهه ها


بسم الله الرحمن الرحیم
می خواهم خامه قلم را به سینه کاغذ آشنا کنم و نقشی از رخ آن زیبا را به این سینه سفید منقش کنم اما قلم را توانایی این کار نیست، کاغذ را تحمل این نقش نیست. می خواهم امواج خروشان احساس را به مهار (عقل) در زندان تن محبوس کنم. اما عقل را توان به بند کشیدن دل نیست. تن را قدرت نگهداشتن روح نیست. چشمانم را می بندم می خواهم تصویری از آن جمال رعنای یار را در ذهن تصور کنم.
اما تصویر آن جمال زیبا را کسی قادر به تصور نیست. می خواهم مرغ اندیشه را از پرواز آسمان سرخ رنگ عشق باز دارم اما او را هیچ قیدی قادر به مقید ساختن نیست.
این آسمان خونین را از طیران این مرغ باز داشتن ثواب نیست. قلم را دوباره به چرخش وا می دارم. امواج خیره سر اساس به ساحل اطمینان هجوم می آوردند آن یار رعنا تمام قد عشق را به تماشا ایستاده است.
مرغ اندیشه به پرواز خویش ادامه می دهد کاغذ از سیاهی قلم نقش می پذیرد دل زبان گشوده که : ای نازنین دلبر تو مرا همچو شبنم صبحگاهی پاک خواسته بودی و من روسیاه از نوک پا تا فرق سر به گناه آلوده گشتم. پس مرا ببخش.
ای دوست، تو از من خواسته بودی به عهد وفا کنم و به سویت بشتابم و من همان شاکر نادانی هستم پس مرا ببخش ولی بدان من نیز روزی پاک بودم قلبم هنوز از زنگار پاک بود. چشمانم هنوز بر رخی نگاه نکرده بود. دستانم هنوز به ناپاکی آلوده نشده بود.
وجودم پاک بود، عقلم پاک بود، (آه ای زیبای زیبایان) چه کنم نفس بر من غالب شد و تو خود حال مرا می بینی، شیطان را به دوستی برگزیدم و تو روزگارم را می بینی ولی هرگز از روی طغیان سر از فرمانت نپیچیده ام، هرگز از روی عمد برخلاف دوستی ام عمل نکرده ام. هرگز!
خود می دانی حتی آن هنگام که طعم گناه از دهانم زایل نگشته بود فکر تو آن را تلخ می کرد که هرگز گناه لذت نداشته است خود می دانی همواره پشیمان بوده ام ولی چه کنم که وجود کثیفم را شیطان مسلط شده است.
هرگاه خواسته بود سیلی به رخ شیطان زنم این نفس جلویم را گرفته بود. آری خود می دانی روزگاری پاکترین و صادقترین بودم. شبها به لبخندی می خوابیدم و صبح ها به لبخندی دیگر بیدار می شدم شب و روزم با تو می گذشت.
و حالا، رانده از هر جا ، مانده از هر چیز ، پشیمان از هر کار به درگاهت آمده ام، می گفتند تو به این سرزمین آشنایی در این جا دوستان زیادی داریم . می گفتند به اینجا نظری داری و من سر از پا نشناخته به اینجا آمده ام شتاب داشتم تا به اینجا برسم .
پا برهنه ، جامه دریده ، چشم گریان ، با تنی ریش به اینجا رسیده ام . چشمانم کم سو گشته اند پاهایم مجروح است دلم پریشان است ، آیا تو مرا خواهی پذیرفت؟ آیا برای دیدنت حالی جز این می خواهی؟ آیا برای وصالت مهریه ای بالاتر از این خواستاری؟ پس کی بر من ناتوان نظر خواهی افکند .
پس کی مرا خواهی پذیرفت. همه خوبانت را قبول کرده ایی و من بیچاره بر درگهت نشسته ام که چه کنی.آیا وقتی خونی در بدنم در جریان است روحی در تنم باقی است ، تو مرا می پذیری حاشا و کلا! تا دستانم می جنبد ،قلبم می تپد تو مرا هرگز قبول نخواهی کرد ؟
پس ای شمشیرها مرا در بر گیرید، ای نامردان جاهل مرا بکشید، ای خون فوران کن، ای تن پاره شو ، ای چشم کور شو، بگذار دستانم بکشند. پاهایم قطع شود مغزم پریشان شود، مگر تو این را نمی خواهی مگر تو این را قبول نمی کنی ؛ پس تو می گویی چه کنم؟
بهای دیدنت را این جان ناقابل قرار داده ایم ، پس ای خصم مرا بکش.به درگهت انتظار تلخ است، برای وصالت صبر نتوان کرد مرا در انتظار مگذار، هر کس خواسته است به شیطان پشت پا بزند ، هر کس می خواهد راه میان بر را انتخاب کند.
هرکس خواسته است با تو دم ساز شود هر کس خواسته است با تو هم سخن شود به اینجا شتافته است و من از آنها تبعیت کرده ام .آیا مرا هم قبول خواهی کرد؟
هیچ کس وقتی بدن پاره پاره ام را دید گریه نکند. احدی چشم به جسم بی روحم دوخت گریه نکند . این تن جز قفس نیست که این پوست و استخوان بیش نیست. این بدن پوسته صدفی بیش نیست، مرواریدش را تقدیم یار کرده ام و حقش هم همین است .
بر من قبری نسازید، مرا از یادها ببرید ، من نبودم ، منی وجود نداشته است می خواهم همه جز او مرا از یاد ببرند می خواهم تنها باشم و شما مرا از این تنهایی باز ندارید، هر کس می خواهد بهترین راه را انتخاب کند باید بیشترین بها را بدهد من نیز چنین کرده ام پس مرا بر این ناراحت نشوید که بسیار سود برده ام
پدر جان از شما می خواهم در مسجد بعد از نماز حتماً طول عمر امام را از خدا بخواهید و پیروزی لشگریان اسلام را خواستار شوید و اگر توانستید به یاد رزمندگان و امام زمان(عج) و پیروزی نهایی اسلام بعد از نماز (امن یجیب) بخوانید. ملت عزیز ایران از امام امت پیروی کنید که صلاح و پیروزی و رستگاری ما در این است.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رو نگهدار
ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند
نامه ی شهید جواد محمدی 16 ساله
بسم الله الرحمن الرحیم
جاء الحق و ذهق الباطل:حق پیروز است و باطل نابود.
باسلام ودرود بر امام زمان و نائب بر حقش امام خمینی وباسلام و درود به تمامی شهدا ومجروحین وبا سلام ودرود بر شما دبیران گرامی و محترم و تمامی شاگردان و ادامه دهندگان راه پر عظمت شهدا وشما دبیران محترم که ادامه دهنده گان راه انبیا هستید. السلام علیکم.پس از عرض سلام، سلامتی شما عزیزان را از خداوند تبارک وتعالی خواستارم و امیدوارم که بتوانید وظیفه ی شرعی انسانی خود را به نحو احسن انجام دهید وهیچ ناراحتی و گرفتاری برای هیچکدام از شما پیش نیاید ودر راهتان موفق و موید باشید. اگر شما از حال اینجانب شاگرد حقیرتان جواد محمدی خواسته باشید بحمد الله سالم وسلامت هستم و به دعاگویی شما برادران و خواهران گرامی مشغولم. امیدوارم که مرا ببخشید که مزاحمتان شد.ولی خوب دیگر نتوانستم طاقت بیاورم از دوری شما. حالا اجازه بدهید برایتان از جبهه بگویم. ولی هرچه بگویم کم گفته ام. یعنی نمی توانم توصیف نمایم و آن امدادهای غیبی که در جبهه ها دیده میشود ورزمندگان چنان روحیه ای گرفته اند که سابقه نداردو امسال دو عید داریم.یک عیدمان عید نوروز و یک عیدمان برای پیروزی ما و رسیدن به قبر آقا امام حسین وخدا خدا می کنند که حمله شروع شود.امسال عید را باید در کربلا برپا نماییم و بحمدالله آنقدر نیرو زیاد است که جایی خالی نیست و دیگر کار صدام خلاص است. و حال چند کلمه ای با شما دانش آموزان صحبت کنم.ای برادران عزیز میدانم که این جمله رابسیار شنیده اید و برایتان عادی شده است ولی این جمله را دست کم نگیرید ومن هم( که در جبهه شما هستم) این جمله را می گویم که شما با قلم و کتابتان در سنگر مدرسه ومن با اسلحه در سنگر جبهه می جنگم.و شما به گروهکهای ضد انقلاب و منافق بگویید ما هستیم و این شعار را با صدایی بلند ورسا بگویید که: ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند ،مگر امت بمیرد امام تنها بماند.
به جبهه رفته ام،بله من در موقعیتی بودم که می توانستم این امر فرمانده ی کل قوا که امام امت باشد، جواب منفی بدهم. و در آخر از تمامی شما دبیران و شاگردان حلال بودی می طلبم. دیگر سرتان را درد نمی آورم و امیدوارم که مامی ما شاگردان با نمراتی خوب و عالی قبول شوید. و دعا به جان اما یادتان نرود. به امید پیروزی رزمندگان وسلامتی امام و پیروزی شما در سنگر مدرسه. والسلام.
جواد محمدی12/12/62
با سلام و به نام او
هفته بسیج دانش آموزی بر تمامی شما بسیجیان مخلص شادباش و میمون باد .

آشنایی با بسیج دانش آموزی:
روز بسیج دانش آموزی
حماسه جاویدان و قهرمانه
هشتم آبانماه یاد آور حماسه جاویدان و قهرمانانه دلاور مردانی است که درعین صغر سن و سال،افتخارات بزرگی را برای نسلهای آینده ایران اسلامی به یادگار گذاشته و بحق این روز به عنوان روز بسیج دانش آموزی نام گرفت.
سازمان بسیج دانش آموزی با جلب حمایت و همکاری مسئولین وزارت آموزش و پرورش و فرماندهان نیروی مقاومت بسیج و مشارکت گسترده آحاد دانش آموزان بسیجی بر آن است تا با اجرای برنامههایی در هفته بسیج دانش آموزی ضمن گرامی داشت یاد و خاطره دانش آموزان رزمنده وشهدای دوران دفاع مقدس، ارزشهای این عزیزان را که آمیخته با آرمانهای بلند حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) میباشد را به نسل نو خاسته کشور الگودهی نموده تا این نوجوانان با تاسی از پایمردی،رشادت و خود باوری وایثاررزمندگان بتوانددرافق چشم انداز 20 ساله کشور ودر عرصه های علم، اندیشه و فرهنگ نقش آفرینی نمایند.
1- اهداف و منظورها:
1/1- تجدید میثاق با آرمانهای حضرت امام (ره) و شهای دانش آموز و تجدید تبعیت مجدد با رهبر معظم انقلاب اسلامی
۲/1- حفظ روحیه افتخار و سربلندی هشت سال دفاع مقدس و الگو پردازی برای نسل جوان و نوجوان کشور با معرفی ایثارگران و شهدای قهرمان و نمونه
3/1- ایجاد زمینه علاقمندی دانش آموزان به بسیج و گسترش جذب و سازماندهی در واحدهای مقاومت
4/1- تقویت سازماندهی و انسجام گروهی اعضای بسیج دانشآموزی
5/1- تبیین تاریخ دفاع مقدس و نقش و جایگاه دانش آموزان در عرصههای دفاع از انقلاب و ارزشهای متعالی آن
6/1- تقویت روحیه نشاط و شادابی در بین دانش آموزان
2- سیاستها
1/2- توجه به اصل دانش آموز محوری و مشارکت سازمان یافته دانش آموزان بسیجی در برنامهها و اجرای آن .
2/2- توجه به حضور نخبگان در برنامههای هفته
3/2- ترویج روحیه جهادی، انقلابی، ایمانی و ایثار و فداکاری در میان دانش آموزان
4/2- ارائه الگوهای موفق و برتر در عرصههای علمی فرهنگی، قرآنی و ورزشی به جامعه دانش آموزی کشور
5/2- معرفی اقدامات موثر بسیج دانش آموزی در عرصههای مختلف فرهنگی، علمی، ورزشی، سازندگی
6/2- بهره گیری از ظرفیت و توانمندیهای سپاه و آموزش و پرورش در اجرای مطلوب برنامهها
7/2- مشارکت در اجرای مطلوب برنامهها با دیگر نهادها و دستگاههای دولتی
8/2- توجه ویژه به موضوع اطلاع رسانی از برنامهای هفته بسیج دانش آموزی با بهره گیری از صدا و سیما و رسانهها
اقدامات ستادی معاونتهای نمسا
1- معاونت فرهنگی و اجتماعی:
- تهیه پیوست فرهنگی و ارسال به استانها
- ساخت 4 نمونه نماهنگ با استفاده از سرودهای نغمه عشق و ارسال به استانها
- تکثیر سرودهای رژه حماسی (750 مورد) وارسال به استانها
- تکثیر نماهنگهای ساخته شده معاونت درموضوعات مختلف وارسال به استانها
2- سازمان تربیت بدنی و ورزش
- واگذاری سهم بسیج دانش آموزی از برنامههای تربیت بدنی تا 15 مهر ماه طی ابلاغیهای به استانها
- اطلاع رسانی به سازمان لیگ برتر ودسته یک کشور به منظور گرامی داشت یاد وخاطره شهدای دانش آموز قبل از اجرای مسابقات در زمینهای ورزشی در هفته بسیج دانش آموزی
3- معاونت اداری و برنامه ریزی
- واگذاری الباقی اعتبارات بسیج دانش آموزی به ردهها حداکثر تا 15 مهر ماه طی یک ابلاغیه به استانها
- پشتیبانی از برنامههای هفته بسیج دانش آموزی (توزیع لباسهای مصوب سازمان).
- اعتبار لازم جهت نقل و انتقال دانش آموزان جهت حرم حضرت امام (ره)، مزار شهید فهمیده در بهشت زهرا، مراسم 13 آبان مراسم دعای عهد تپه نورالشهدا (به تعداد 25 هزار)
- تامین اعتبار نقل وانتقال (000/6 نفر) دانش آموزان بسیجی به شهرستان کرج جهت حضور در یادواره شهید فهمیده
4- بازرسی فرماندهی نمسا
- بازرسی از برنامههای متمرکز سازمان (یادواره شهید فهمیده در کرج – دیدار نخبگان دانش آموز با مسئولین کشوری و لشکری).
- بازرسی از اقدامات ستادی معاونتهای پشتیبانی کننده درنمسا و گزارش نتایج اقدامات به مراجع ذیربط.
- اعزام بازرس جهت بازرسی برنامههای : نشستهای فرهنگی – مراسم تجلیل ازشرکت کنندگان در طرح هجرت 2- مسابقه دوی رهروان شهدای دانش آموز- اجرای یادواره شهدای دانش آموز – طرح رهروان شهید فهمیده – مراسم روز 13 آبان، مراسم تجلیل از نخبگان و پذیرفته شدگان دانشگاههای کشور با رتبههای برتر
5- معاونت بهداری
- تهیه دستورالعمل در خصوص پشتیبانی امدادی از ویژه برنامههای هفته بسیج دانش آموزی و ابلاغ به سپاههای 31 گانه استانی
- اختصاص یک بند به چک لیست بازرسی (ایجاد لیستهای امدادی و پشتیبانی از مراسم) و ارائه گزارش اقدامات انجام شده در استانها به سازمان بسیج دانش آموزی
6- سازمان بسیج سازندگی
- تهیه لوح تقدیر به تعداد 000/100 عدد باامضای مسئول بسیج دانش آموزی و بسیج سازندگی وتحویل به دانش آموزان شرکت کننده در طرح هجرت 3
- تامین هزینههای پذیرایی وهدایا، دعوت از مسئولین استانی و شهرستانی و فضا سازی فرهنگی درمراسم تقدیراز شرکت کنندگان در طرح
7- معاونت روابط عمومی نمسا
- چاپ وتوزیع خبرنامه بسیج (ویژه هفته بسیج دانش آموزی) تا تاریخ 4/8/87 در سراسرکشور
- درج گزارش برنامههای هفته بسیج دانش آموزی در خبرنامه بسیج
- برگزاری نشستخبری جهت ارائه برنامههای هفته بسیج دانش آموزی بانمایندگان رسانههای مکتوب، سمعی و بصری با مسئول سازمان بسیج دانش آموزی
- تهیه و پیگیری پخش زیر نویس تلویزیونی از شبکههای مختلف سیما
- برآورد هزینه مورد نیاز چاپ زیر نویس مطبوعات برابر اعلام نیاز سازمان بسیج دانش آموزی
- ارسال جدول زمانبندی شده برنامههای قابل اجرا در سطح تهران بزرگ به صدا و سیما جهت انعکاس برنامهها (این جدول طی جلسهای با معاونت تربیت بدنی، ناحیه دانش آموزی تهران بزرگ و ... تهیه گردد.)
- پیگیری و تشکیل جلسه با مسئولین شبکه 5 سیما در خصوص اجرایی شدن بند بالا
- پیگیری وتشکیل جلسه با روابط عمومی صدا و سیما و مسئولین شبکههای تلویزیونی و رادیویی باحضور مسئولین و نمایندگان سازمان بسیج دانش آموزی
- دعوت ازاصحاب رسانهها برای حضور وانعکاس اخبار، گزارشات برنامههای هفته بسیج دانش آموزی
- معرفی نخبگان بسیج دانش آموزی به صدا و سیما(با هماهنگی ناحیه بسیج دانش آموزی تهران بزرگ) جهت ساخت برنامه قبل از هفته بسیج دانش آموزی
- هماهنگی جهت مصاحبه با مسئولین بسیج دانش آموزی
8- معاونت بسیج خواهران
- تهیه دستورالعمل «نحوه برگزاری جشن سلاله عفاف، نشستهای فرهنگی، معرفی سخنرانان مناسب و همچنین کمک به برگزاری مراسم 13 آبان وارسال
- تجدید انتشار بروشور گوهر کویر و توزیع در سطح مدارس به همراه مسابقه (با اعتبار سازمان بسیج دانش آموزی)
9- بسیج صدا و سیما
- پیگیری جهت پخش تیزر از شبکههای 1 و 2و 3و 5
- پخش سرودهای آلبوم نغمه عشق (1 تا 7) بصورت نماهنگ از صدا و سیما
- پخش زیر نویس و کبشن از فعالیتها و برنامههای خاص هفته بسیج دانش آموزی
- ارسال نامه باهماهنگی مدیر کل امور استانها به مراکز استانها جهت همکاری در تهیه گزارش خبر و پخش محصولات تولیدی و تیزر هفته بسیج دانش آموزی
- پخش گزارش عملکرد سازمان بصورت مستند گزارشی در شبکههای سیمای جمهوری اسلامی
- وسایر برنامهها
10- فاوا نمسا
- ارسال ابلاغیه به استانها نسبت به واگذاری بیسیم و وسایل صوتی و تصویری جهت مراسم
- میزبانی سایتهای مشاوره و وبلاگ نویسی و سایت علمی و تامین فضای لازم
11- معاونت تربیت و آموزش
- ارسال دستورالعمل اجرای آموزش رژه حماسی به دانش آموزی بسیجی جهت حضور در مراسم 13 آبان(به پیوست اشعار حماسی)
- ارائه گزارش عملکرداستانها به سازمان بسیج دانش آموزی
12- پژوهشکده ارتش 20 میلیونی
- ارائه طرح نظر سنجی از برنامههای هفته بسیج دانش آموزی
اقدامات سپاه استان:
1- فرماندهان محترم سپاه استانها نسبت به تشکیل جلسات هماهنگی با حضور مسئول معاونتها اقدام نمایند.
2- ابلاغ برنامهها دراسرع وقت به نواحی مقاومت تحت امر
3- معاونت محترم تربیت آموزش سپاه استان نسبت به آموزش دانش آموزان بسیجی جهت شرکت در رژه حماسی مراسم 13 آبان اقدام نماید.
4- معاونت محترم فاوا نسبت به واگذاری بیسیم و دستگاههای صوتی مورد نیاز اجرای برنامههای هفته بسیج دانش آموزی اقدام نماید.
5- روابط عمومی سپاه با هماهنگی لازم با صدا و سیما مرکز استان، نمایندگی مطبوعات مستقر در استان جهت انعکاس برنامه بصورت گزارش خبر وتصاویر تولیدی پخش تیزر، پوشش برنامه کودک و نوجوان استان و ... اقدام نماید.
6- معاونت محترم بسیج خواهران نسبت به همکاری در برگزاری مراسم سلاله عفاف، اعزام سخنران (متناسب با نیازهای دانش آموزان) به مدارسی که جشن در آن برگزار میشود و معرفی مربیهای مجرب جهت نشستهای فرهنگی سیاسی اقدام نماید.
7- معاونت محترم بسیج سازندگی با مساعدتهای لازم نسبت به تامین هزینههای اجرای مراسم تجلیل از دانش آموزان بسیجی شرکت کننده در طرح هجرت اقدام لازم بعمل آورد.
9- معاونت محترم تربیت بدنی استانهای یزد، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر با هماهنگی سازمان تربیت بدنی استان در خصوص برگزاری صعود به چهار قلل معروف این استانها اقدام لازم بعمل آورد.
10- معاونت محترم تربیت بدنی سپاه استانها با هماهنگی تربیت بدنی استان در خصوص برگزاری دوی رهروان شهدا اقدام لازم بعمل آورد.
11- معاونت محترم فرهنگی واجتماعی سپاه استان در خصوص واگذاری محصولات و امکانات فرهنگی دراختیار اقدام لازم بعمل آورد.
12- نمایندگان محترم پژوهشکده ارتش 20 میلیونی برابر کسب تکلیف از رده متمرکز نسبت به نظر سنجی از برنامههای مشخص هفته بسیج دانش آموزی اقدام لازم بعمل آورند (برنامه روز استکبار ستیزی در اولویت میباشد )
13- معاونت محترم نیروی انسانی سپاه استان نسبت به تحویل کارت عضویت، تسریع در عملیات تبدیل عضویت و صدور بیمهنامههای مورد درخواست بسیج دانش آموزی اقدام لازم وعاجل معمول دارد.
|
|
نام: محمدرضا نام خانوادگى: آبنيكى نام پدر: ابراهيم
ش.ش: 227 تاريخ تولد: 6/8/1342 محل تولد:تاريخ شهادت: 21/10/1362 محل شهادت: شلمچه نام عمليات: كربلاى 5 مسئوليت: آر پى جى زنوصيت نامه ى شهيد:با سلام و درود به پيشگاه حضرت بقية اللّه (عج) و حضرت امام خمينى و با سلام و درود به تمامى شهيدان مظلوم و امت شهيدپرور ايران.من لايق نيستم كه بخواهم وصيتى براى شما بنويسم ولى بنابر تكليف الهى چند جمله اى مى نويسم. وصيت من به شما اين است كه قدر اين انقلاب و اين نعمت خداوندى كه به ما داده شده است را بدانيد و خداوند را شكر كنيد كه شما را از منجلاب نيستى به سوى ميعادگاه هستى برد و نجات داد. جان نثار امام عزيز باشيد كه او جان نثار شما شد تا رهايى يافتيد. در جنگ و جهاد شركت كنيد كه دگر بار سعادتى اين چنين نصيب شما نخواهد شد. اين قدر بهانه نياوريد، بهشت را به كسانى مى دهند كه جان و مالشان را در راه خدا هديه كنند؛ و هميشه در ذهنتان اين سخن امام باشد كه شرق و غرب دشمنان اصلى ما هستند و هرگز تن به ذلت ندهيد.پدر و مادر عزيزم در اين لحظات آخر كه مى روم تا به آرزوى ديرينه ام برسم از محضرتان طلب حلاليت و بخشش مى نمايم و از اين كه شما را اذيت و آزار نمودم معذرت مى خواهم. خداوند شما را با حضرت زهرا(عليها السلام)محشور نمايد، و در اين دنيا صبرى زينب گونه به شما عطا نمايد. پيام شهيد:انقلاب اسلامى ايران نعمت بزرگى است، بايد قدر آن را بدانيد و هرگز تن به ذلت ندهيد|
ش.ش: 7 تاريخ تولد: 1336 محل تولد: محلات تاريخ شهادت: 31/4/1361محل شهادت: شلمچه نام عمليات: رمضان مسئوليت: زندگى نامه ى شهيد: شهيد حسين آقابابايى در سال 1336 در خانواده اى متوسط در شهر محلات ديده به جهان گشود. تا مقطع ششم ابتدايى تحصيل نمود. پس از چندى در اداره ى پست به عنوان نامه رسان مشغول به كار شد. با شروع جنگ تحميلى از طريق بسيج راهى مناطق عملياتى شد و در كنار رزمندگان اسلام به دفاع از اسلام و ميهن پرداخت. سرانجام در روز عيد فطر سال 1361 در عمليات رمضان در منطقه ى شلمچه مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفت و به شهادت رسيد. پيام شهيد: 1. بسيج را تقويت نماييد. 2. در مقابل خون شهدا مسئول هستيد. |
![]() ش.ش: 2271 تاريخ تولد: 1342 محل تولد: قوچ حصار تاريخ شهادت: 1362 محل شهادت: پنجوين نام عمليات: والفجر4 مسئوليت: وصيت نامه ى شهيد: وصيت من به دوستان، پدر، مادر، برادران، و خواهرانم اين است كه در مجالس شهيد كربلا، آقا امام حسين(عليه السلام) شركت نماييد و براى طول عمر حضرت امام خمينى دعا كنيد. از همرزمانم مى خواهم تا آخرين قطره ى خون خود از اسلام دفاع كنيد و به آمريكا كه دشمن بزرگ ماست، مرگ بفرستيد. همه در بسيج شركت داشته باشيد و به فرمان رهبرمان باشيد. جوانان از جوانى خود استفاده كنند، در كارهايشان غير خدا نباشد و درس و قرآن بخوانند. زندگى نامه ى شهيد: شهيد غلام رضا آقا شاهى در سال 1342 در محله ى قوچ حصار به دنيا آمد و در زمان جنگ با سن كمى كه داشت در بسيج شركت كرد و عازم جبهه هاى جنگ شد. او عاشق امام و گوش به فرمان او بود و مى گفت: چون امام امر فرموده است همه بايد با تمام توان و قدرت، و تا پيروزى حق عليه باطل در جبهه حضور پيدا كنند. شهيد در عمليات والفجر 4 در ارتفاعات 1904 كانى مانگا بر اثر اصابت گلوله به پايش، به شهادت رسيد و پيكر پاكش پس از 8 سال به ميهن اسلامى رجعت نمود. خاطرات همرزمان شهيد: شهيد غلام رضا با سن كمى كه داشت نماز شب مى خواند و پس از شهادت او فرمانده لشكر ايشان مى گفت: غلام رضا فرمانده ى من بود. روزى شهيد غلام رضا با سن كم و جثه ى كوچكش به ميان كردها رفت و يكى از عمليات هاى آنان را شناسايى و عناصر آن را كشف كرد و جان بيش از 100 تن از رزمندگان اسلام را نجات داد. فرمانده اش مى گفت: او روح بزرگى داشت و مكاشفه اى با امام زمان(عج) داشته است. پيام شهيد: 1. در هر زمانى اسلام را يارى كنيد و مطيع امام باشيد. 2. در جبهه هاى حق عليه باطل تا روشن شدن سرنوشت جنگ، يعنى تا رفع كل فتنه شركت كنيد |
هفته بسيج دانش آموزي: بزرگداشت شهيد فهميده و
شهيدان دانش آموز
دانش آموزان شهيد يعنی ذخيره هاي عظيم انقلاب و
اسلام

همه ساله با توجه به رويداد سيزدهم آبان کميته مشترکي متشکل از اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان وزارت آموزش و پرورش و بسيج دانش آموزي و برخي ديگر از سازمانها و نهادهاي کشور با عنوان کميته مرکزي دانش آموزي مراسم 13 آبان تشکيل شده که مهمترين برنامه هاي آن در قالب برنامه هاي هفته تربيت، روز بزرگداشت شهيد فهميده و سالگرد تأسيس اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان طراحي مي شود.
تجليل از دانش آموزان نمونه در زمينه هاي فرهنگي، سياسي و هنري حضوردر مزار شهداي دانش آموز و ديدار با خانواده هاي معظم آنان و برپائي نمايشگاه عکس و پوستر از حضور سياسي جوانان در دوران انقلاب اسلامي به همراه يادبود شهداي دانش آموز در مدارس سراسر کشور از جمله برنامه هاي پيش بيني شده به مناسبت روز 13 آبان است.
سلسله نشست ها و گفتگوهاي سياسي با دانش آموزان در خصوص شيوه هاي روياروئي با توطئه هاي فرهنگي و سياسي آمريکا و وابستگان استکبار در يکصد و ده شهرستان ديدار اعضاي کميته ها و انجمن هاي اسلامي دانش آموزان بسيج دانش آموزي و امور تربيتي با مقام معظم رهبري از ديگر برنامه هاي کميته مرکزي دانش آموزي مراسم سيزده آبان است.
بسيج دانش آموزي، يک نهاد آموزشي است که با برنامه هاي مدون و ايجاد پايگاه هاي علمي سعي دارد گام مؤثري در ارتقاي توان علمي دانش آموزان داشته باشد. بسيج، عبارت است از مجموعه اي که در آن، پاکترين انسانها، فداکارترين و آماده به کارترين جوانان کشور در راه اهداف عالي اين ملت و براي کمال رساندن و به خوشبختي رساندن اين کشور، جمع شده اند. بسيج عبارت است از تشکيلاتي که در آن، افراد متفرق و تنها، به يک مجموعه عظيم و منسجم، به يک مجموعه آگاه، متعهد، بصير و بيناي به مسائل کشور و به نياز ملت، تبديل مي شوند؛ مجموعه اي که دشمن را بيمناک، و دوستان را اميدوار و خاطر جمع مي کند. معناي بسيج اين است.
بسيج در حقيقت، مظهر يک وحدت مقدس، ميان افراد ملت است. همه ميدانهائي که بسيج در آن حضور پيدا کرده است، ميدانهائي ملي است؛ ميدانهاي مربوط به همه ملت است، هيج وقت کشور، از يک مجموعه عظيمي که از بهترين فرزندان کشور و با اين خصوصيات تشکيل شده است، بي نياز نيست. بسيج در واقع، مظهر عشق و ايمان و آگاهي و مجاهدت و آمادگي کامل، براي سربلندکردن کشور و ملت است. امروز سازماندهي بسيج در سراسر کشور، بسيار وسيع است؛ اما اين سازماندهي، يقيناً از اين گسترده تر خواهد شد، و با يک ديد وسيع که نگاه کنيم، همه انسانهائي که اين خصوصيات را دارند، در واقع جزء بسيجند. در حقيقت همه انسانهاي مؤمن، آگاه، بصير، عاشق، متعهد، علاقه مند و آماده به کار، در هر ميداني از ميدانها هستند که براي ملت مفيد است، جزو بسيجند.
لذا بسيج، يک نام مقدس است. همه آحاد ملت، بخصوص اعضاي بسيج، بسيج دانش آموزي، دانشجوئي، کارگري، صنفي و عشايري، يگانهاي گوناگون بسيج و کساني که جزو سازمان بسيج نيستند و در واقع جزو بسيجند، همه و همه در پاي انجام تکليف، حاضر و آماده باشند، خودشان را براي دفاع از اسلام و انقلاب اسلامي آماده کنند. دفاع هم هميشه، با آلات قهريه نيست، با مشت نيست، با تفنگ نيست، گاهي دفاع با فهميدن است. گاهي دفاع از حقيقت، با حضور در جائي است. شايد يکي از بزرگترين خدماتي که انقلاب به ملت ايران کرد، اين بود که ذهنها را باز کرد، ذهنها را سياسي کرد، چشمها را باز کرد، و همه را با مسائل کشور آشنا کرد. اين آشنائي، اين بصيرت، بايد روز به روز بيشتر و زيادتر بشود. اگر اين بشود، دشمن هيچ کاري نمي تواند انجام بدهد.
مقام معظم رهبري سال گذشته طي ديداري با اعضاي ستاد يادواره هاي شهيد فهميده، ضمن تجليل از شهيد فهميده بعنوان يكي از اسطوره هاي به ياد ماندني در تاريخ ملت ايران فرمودند:
"نوجواني دوره اي است كه براي رقم زدن آينده هر فرد نقش حساس و تعيين كننده اي دارد و كساني كه به اين رشد معنوي، علمي و فكري و كارآيي و قوت جسمي برسند، آينده درخشاني را براي خود تضمين خواهند كرد. بنابراين پرداختن به كار تعليم و تربيت اين قشر از جامعه و بالاخص مسئله بسيج كه يك امر همه جانبه مادي و معنوي محسوب مي شود حائز اهميت بسيار است و جوانان و نوجوانان ما در لباس بسيج از ارزش ها و شخصيت و جوهره وجودي خويش مردانه دفاع مي كنند ..."
خود صالحی میگفت که شبها که روی پشتبام میخوابیدم از من در مورد شهادت و بهشت میپرسید. باز فکر میکنم مگر نوجوان 13- 12ساله از مرگ و شهادت چه تصویری دارد که آرزوی آن را دارد.
و باز صالحی میگفت که هر بار او را به بهانهای از خرمشهر بیرون میبردیم تا سالم بماند باز غافل که میشدیم میدیدیم به خرمشهر برگشته و در مسجد جامع مشغول کمک است.
آن نوجوان 13-12 ساله، آن روز، به وظیفهاش عمل کرد. وظیفهاش بود که درس و مدرسه را رها کند و از شهرش دفاع کند. بیا فکر کنیم ببینیم امروز که صلح و صفاست و جنگی در کار نیست وظیفه ما چیست؟
فیلم خاطرات تکان دهنده سید صالح موسوی از شهید بهنام محمدی
بسم الله الرحمن الرحیم
ریاست محترم سازمان بسیج دانش آموزی درنشستی ضمن تبریک سال نو برنامه های آتی سازمان را اینگونه بیان نمودند:...
1- مقابله منطقی با تهاجم فرهنگی دشمن با تعمیق معرفت دینی و بصیرت سیاسی اعضاء از طریق اجرای برنامههای فرهنگی و حفظ انسجام در مدارس
2- ترویج فرهنگ و تفکر بسیجی، تقویت روحیه همیاری و مسئولیتپذیری در اعضاء
3-شناسایی و پرورش دانش آموزان نخبه بسیجی منطبق بر الگوهای علوی و فاطمی برای تأمین مدیران و منابع انسانی متعهد و خلاق برای آینده کشور
4-هدایت و بکارگیری توان و قابلیتهای دانش آموزان در عرصههای سازندگی و خدمت رسانی
5- تقویت اراده و خلاقیت و توسعه فرهنگ پژوهش و تحقیق و نوآوری در راستای بسترسازی برای شکوفائی تولید علم و جنبش نرم افزاری .
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی، سال 1387 را سال «نوآوری و شکوفائی» نامگذاری نمودندو فرمودند من امسال را سال نوآوری و شکوفائی مینامم و انتظار دارم که انشاءالله هم در زمینه نوآوری و هم در زمینه شکوفائی ملت ما شاهد نتایج شگفتآوری باشد.
بحمدلله بسیج نهادی است که در طول سالیان گذشته بر حسب شرایط محیطی با نوآوری فعالیتهای نوگرایانه و تأثیرگذار بر جامعه داشته است و این مدیون نیروهای خلاق تحول آفرین است که در اقشار مختلف بسیج در راستای شکوفائی انقلاب اسلامی در عرصههای مختلف، فعالیت دارند از جمله دانشآموزان بسیجی که با اراده و اعتماد به نفس و بصیرت و تهذیب نفس توانستهاند در عرصههای علمی بدرخشند بطوریکه در سال 86 جامعه، شاهد حضور قدرتمندانه بسیجیان در المپیادهای علمی کشوری و جهانی بود و دانش آموزان بسیجی عضو باشگاه دانش پژوهان بسیج توانستند 67 مدال (22 طلا 28 نفره ، 17 برنز) در سطح کشور و درسطح جهان 10 مدال (3 طلا 5 نقره و 2 برنز) را برای این ملت به ارمغان بیاورند.
در سال 87 نیز با برگزاری اولین اردوی آمادگی المپیاد علمی با حضور 213 نفر از برگزیدگان المپیادهای علمی اردوی آزمایشی و همچنین اردوی آمادگی تابستانی در باشگاه دانش پژوهان بسیجی امید است در سال 87 دانش آموزان عضو بتوانند با فتح سکوهای علمی جهان افتخار دیگری را برای کشور در راستای تحقق جنبش نرم افزاری و تولید علم بیافرینند.
لیگ علمی پایا ــ پیشگامان ایران اسلامی
لیگ علمی پایا مسابقات علمی دانش آموزان بصورت گروهی و تیمی است که در قالب لیگ علمی برای اولین بار در کشور برگزار میگردد در حقیقت با نوآوری در برگزاری آزمونهای علمی متفاوت با شرایط مرسوم و با اهدافی متفاوت از سنجش میزان یادگیری فردی دانش آموزان است، اهداف لیگ علمی:
1- ایجاد زمینه برای پرورش و خودباوری علمی.
2-تقویت روحیه همکاری ، تعامل، هم اندیشی و کارگروهی در راستای ارتقاء سطح علمی و رشد خلاقیت و نوآوری.
3- شناسایی ، هدایت و حمایت مادی و معنوی دانش آموزان با استعداد برای حضور در عرصههای علمی و فناوری این لیگ علاوه بر ایجاد جذابیت حضور در رقابتهای علمی، شرایط یادگیری بالاتر را بصورت تعامل و همفکری گروهی فراهم میسازد و دانش آموزان مشارکت بیشتری را در آموزش و یادگیری از خود نشان میدهد نوآوری در آموزش و روش حل مسئله بصورت نوین از کارگروهای مثبت این لیگ بوده و تجربیات خوبی را برای دبیران در امر فعالیتهای آموزش گروهی فراهم میسازد.
در مرحله اول این لیگ که در سطح شهرستانهای کشور برگزار گردید 20000 تیم متشکل از یکصد هزار نفر از دانش آموزان در دوره راهنمایی و متوسطه شرکت داشتند.
اثرسنجی این مرحله حاکی از استقبال و علاقمندی گسترده جامعه هدف لیگ برای گسترش طرح و ارائه آموزشهای مستمر و منابع آموزشی در خصوص آموزش خلاق ریاضی بوده است ضمن آنکه حضور دانش آموزان در این نوع آزمون با کمترین اضطراب و استرس همراه میباشد.
بوجود آوردن شرایط مناسب برای دانش آموزان جهت مدیریت زمان و برنامه ریزی در کسب نتیجه گروهی بهتر طی مدت زمان برگزاری آزمون و ارائه و روش آموزش خلاق همراه با خود باوری از دستاوردهای مهم طرح میباشد.
مرحله استانی این لیگ در تاریخ 13 اردیبهشت ماه بصورت همزمان در سراسر کشور برگزار میگردد که از هرپایه تحصیلی راهنمایی و متوسطه ده تیم برتر پسر و دختر به لیگ کشوری راه مییابند.
در لیگ کشوری 5 مرحله آزمون اعم از آزمون تستی ، تشریحی گروهی، آزمون امدادی، مرحله عملی و نهائی آن ارائه طرح پژوهشی توسط گروه خواهد بود تیم های موفق کشوری معرفی میگردند.
امید است با اجرای این حرکت بدیع در سال نوآوری و شکوفائی شاهد حرکتی ارزنده در مسیر پرورش خلاقیت دانش آموزان ایران اسلامی باشیم.
یازدهمین مجمع تجلیل از دانش آموزان بسیجی ممتاز و مبتکر و مخترع بسیجی
در این مجمع تعداد 102 نفر از مخترعین و ممتازین و صاحبان مدال المپیادهای علمی جهانی مورد تجلیل واقع میشوند.
هدف از برگزاری مجمع :
1-شناسایی استعدادهای برتر و تشویق و حمایت از دستاوردهای علمی و تحقیقی دانش آموزان.
2- ارائه الگوهای موفق و پرتلاش در عرصه علم و معرفی به جوانان.
3-تکریم علم جوئی و تقویت انگیزه و پرورش بسیجیان مستعد برای حضور مؤثر در جنبش نرم افزاری و تولید علم.
4-ارائه توانمندیها و توجه به دستاوردهای علمی و پژوهشی دانش آموزان در جامعه .
5-ایجاد فضای مناسب جهت رشد و شکوفایی استعدادهای علمی و
پژوهشی.
مراحل مقدماتی این مجمع همراه با اعلام فراخوان در کلیه مدارس کشور برای شناسایی و ثبت نام و انتخاب دانش آموزان ممتاز ، مبتکر و مخترع آغاز گردید شرایط اختصاصی و معیار انتخاب برای دانش آموزان ممتاز دوره راهنمائی معدل 20 و دوره متوسطه معدل 19 و برای دانش آموزان مخترع ، ثبت اختراع و معرفی در یکی از جشنوارهها منطقهای و یا ملی بوده است شرایط عمومی داشتن حداقل 12 ماه عضویت در بسیج دانش آموزی میباشد.
در مرحله دوم انتخاب برترینها با محاسبه امتیاز در سطح هر شهرستان و مرحله سوم برترینهای هرشهرستان با در نظر گرفتن امتیازات در 31 جشنواره علمی استانی که در دهه فجر سال گذشته برگزار معرفی گردیدند.
در مرحله نهائی که درسطح کشور انجام میشود دانش آموزان برتر از لحاظ پیشرفت علمی و تحصیلی و همچنین دانش آموزان مبتکر و مخترع بسیجی نیز بر اساس حضور و کسب رتبه در جشنوارههای ملی و بینالمللی به مجمع کشوری راه مییابند.
امسال بدلیل کثرت آثار ارائه شده با حضور اساتید دانشگاه از آثار دانش آموزان داوری بعمل آمد و صاحبان اثر که بالاترین امتیاز کسب کردهاند به مجمع دعوت شدند .
یازدهمین جشنواره و مجمع تجلیل از دانش آموزان ممتاز، مبتکر و مخترع بسیجی در 31 فروردین ماه در اردوگاه شهید باهنر تهران با حضور مسئولین لشکری و کشوری برگزار و از 240 دانش آموز ممتاز کشوری و تعداد 35 صاحب اثر در بخش مخترعین و 4 نفر از مدال آورندگان المپیاد علمی جهانی تجلیل بعمل میآید.
همچنین نمایشگاه اختراعات دانش آموزان با هدف معرفی توانمندیهای دانش آموزان مخترع و نوآور.
تقویت روحیه خلاقیت، خودباوری، اعتماد به نفس و تعامل دانش آموزان مخترع و بهرهگیری از توانائی و تجربیات یکدیگر همزمان با برگزاری مجمع و شرکت 35 اثر بر پا میگردد که مورد بازدید مسئولین و عموم قرار میگیرد.
توضیح آنکه در طول سالهای گذشته در بخش اختراعات با توجه به ایجاد فضای علمی و بسترسازی برای شکوفائی استعدادها حضور مخترعین در جشنواره از رشد کمی و کیفی بالائی برخوردار بوده است بطوریکه در نهمین مجمع تعداد آثار رسیده به دبیرخانه 26 اثر در دهمین مجمع 58 اثر و در یازدهمین جشنواره 114 اثر بوده است و این نمایانگر حضور پر تلاش دانش آموزان در عرصه علم و فناوری میباشد.
این آثار در موضوعات مکانیک، الکترونیک، رایانه، کشـاورزی ، پزشکی ـ زیست فناوری و نانو تکنولوژی میباشد.
تعداد دانش آموزان ممتاز و مبتکر و مخترع که در طول سال تحصیلی گذشته و طی سه مرحله مقدماتی و مجمع کشوری مورد تجلیل قرار میگیرند 15500 نفر میباشد.
ششمین جشنواره قرآن و عترت بسیج دانش آموزی
با هدف :
1- گسترش معرفت و انس با قرآن و عترت و احادیث در بین دانش آموزان بسیجی .
2-آشنایی بیشتر دانش آموزان با علوم و معارف قرآن کریم.
3-شناسایی استعدادهای بالقوه و تلاش به فعلیت رساندن این ظرفیتها.
4- ارائه الگوهای موفق قرآنی به جامعه دانش آموزی کشور.
5- جذب و هدایت دانش آموزان در مسیر تعالی و رشد معنوی از طریق فراگیری عمیق و انس با قرآن و سیره اهل بیت.
ششمین جشنواره در دو مرحله برای پسران و دختران از تاریخ 14 تا 19 اردیبهشت ماه در جوار بارگاه کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه «ع» در شهر مقدس قم برگزار میگردد.
مراحل مقدماتی جشنواره با برگزاری مسابقات قرآن و عترت در سطح مدارس شروع و برترینها در سطح شهرستانها به رقابت پرداخته و در جشنواره استانی که در ایام دهة فجر در سراسر کشور برگزار گردید به رقابت پرداخته و برترینهای استانی به جشنواره کشوری راه یافتهاند.
این جشنواره در چهار رشته قرائت، حفظ و درک مفاهیم قرآن و عترت برگزار میگردد. در خصوص رشته درک مفاهیم قرآن با توجه به نامگذاری سال اتحاد و انسجام و ضرورت آشنایی دانش آموزان با این دو واژه کتاب اتحاد در قرآن در تیراژ 100000 جلد چاپ و توزیع گردید از این کتاب برای دانش آموزان آزمون بعمل میآید. و در خصوص عترت نیز کتاب بوستان حکمت در تیراژ 100000 تالیف، چاپ و توزیع گردید که از این کتاب آزمون بعمل میآید.
مراسم اختتامیه این جشنواره در محضر مراجع عظام برگزار میگردد.
تعداد نفرات شرکت کننده در مراحل مقدماتی از سطح مدرسه تا استانها 576000 نفر در دو دوره تحصیلی راهنمایی و متوسطه بوده و در جشنواره کشوری از هر رشته یک نفر برتر در دو دوره راهنمایی و متوسطــه راه یافتهاند و 496 نفر از برترینهای استانی اعم از دختر و پسر حضور دارند.
برنامههای سالروز شهادت استاد شهید مرتضی مطهری و هفته معلم
این سازمان با هدف تبیین و تقویت جایگاه رفیع معلم در فرهنگ اسلامی و تجلیل از حضور فعال و شایسته معلمان در مراحل سرنوشت ساز جامعه و همچنین گرامیداشت سالروز شهادت شهید مطهری و تبیین تفکر دینی ایشان با تشکیل ستاد و بزرگداشت مقام معلم برنامههای ذیل را اجرا میکند:
1- برگزاری مراسم تجلیل از فرهنگیان و معلمین نمونه و فعال در امر بسیج دانش آموزی با برگزاری همایش فرماندهان واحدهایی که فرهنگی هستند در مراکز استانها.
2- پرداختن و تشریح جایگاه و نقش معلم در جامعه با انتشار دو مجله پویندگان و پیشگامان.
3-طراحی و چاپ دو نمونه تراکت از سخنان مقام معظم رهبری و حضرت امام در رابطه با مقام معلم.
4- برگزاری مراسم سپاس معلم بطور همزمان در 12 اردیبهشت در کلیه مدارس کشور توسط دانش آموزان بسیجی و تجلیل و تکریم از معلمان.
5-عطرافشانی و گلباران مزار شهدای فرهنگی توسط گروههای مقاومت بسیج دانش آموزی.
6-دیدار با خانواده معظم شهدای فرهنگی.
7-برگزاری مسابقه فرهنگی پیرامون ارزش معلم و علم آموزی.
با تشکر از بازدیدکنندگان عزیز
اردیبهشت 1346 ( مصادف
با سوم محرم ) در شهر خون و قیام درخانه ای محقر و کوچک در محله پامنار
قم چشم به جهان گشود
. دوران کودکی را همراه سایر فرزندان خانواده و درکنار برادرش داوود که وی
نیز سه سال بعد از شهادت
محمد حسین به فوز شهادت نایل آمد، با صفا وصمیمیت ودر زیر سایه محبت و
توجه پدر و مادری مهربان ،
سپری کرد . درسال 1352، به مدرسه رفت وکلاس اول تا چهارم ابتدایی را با
یک معلم روحانی طی کرد
. سال پنجم ابتدایی واول و دوم راهنمایی را به دلیل انتقال خانواده اش به کرج
در دو مدرسه دراین شهر
گذراند. درهمین دوران بود که به واسطه حوادث انقلاب، روح وی نیز، مانند
میلیون ها جوان و نوجوان دیگر
کشور، دچار تحولات عظیمی گردید. شخصیت او با داشتن خانواده ای متدین
ومذهبی و شرایط خاص شهر
مقدس قم و نیز زمینه مساعد روحی به گونه ای شکل گرفت که سرشار از دین
و فرهنگ غنی اسلام بود.
از عوامل مهم دیگر د رشکل گیری شخصیت او ، نوارها واعلامیه های امام بود
که قبل از انقلاب به دست او می رسید.
شهید فهمیده ، نوجوانی خوش برخورد، شجاع ، فعال ، کوشا بود که به مطالعه
علاقه زیادی داشت و با وجود
این که به سن تکلیف نرسیده بود، نماز می خواند و احترام خاصی برای
والدینش قایل بود و هرگز به آن ها
بی احترامی نمی کرد. شیفته و عاشق امامقدس سره بود و با تمام وجود سعی
در اجرای فرامین امامقدس
سره داشت . او می گفت :امام هر چه اراده کند، همان را انجام خواهم داد و من
تسلیم او هستم .
هنگام ورود اما مقدس سره به ایران به دلیل مصدوم بودن ، موفق به زیارت
امامقدس سره نگردید، اما پس
از بهبودی دراولین فرصت به شهر مقدس قم رفته و موفق به دیدار شد

شهید فهمیده ، یکی از هزاران دانش آموز بسیجی کشور است که با نثار خون
خود برطراوت و سرخی خون
شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی افزود. وی دوران کودکی و نوجوانی خود
را در حالی سپری کرد که
هر روز آن همراه حادثه ای بود که در شکل گیری شخصیت او موثر واقع
می شد. او با سرمایه عظمیی از
فهم و درک انقلابی واسلامی به دنبال طوفان حوادث انقلاب، واردجنگ شد و با وجود سن کم ، خود را به
خونین شهر قهرمان رسانید و با اقدامی آگاهانه و شجاعانه ، نام خود را در دفتر
شهیدان زنده تاریخ ثبت کرد

این دانش آموز رزمنده بسیجی، با ایمان و بینش عمیق واستوارخود در جنگ با
دشمن پیش قدم و با نیل به
شهادت ، درس شجاعت ، فداکاری و مقاومت را به همه بسیجیان و امت حزب
الله آموخت، امام بزرگوارمان
از این نوجوان 13 ساله به عنوان رهبر یا د فرموده و بدین گونه نام و یاد او،
منشا حماسه های بزرگ شد
و تحول عظیمی در شیوه های دفاع مقدس و نبرد رزمندگان اسلام ایجاد کرد و
راه پیروزی وسرافرازی را
یکی پس از دیگری، هموار ساخت . امروز شهید فهمیده به حق الگوی شایسته
ای برای دانش آموزان
بسیجی و جوانان و نوجوانان کشور می باشد و یاد آوری این حماسه می تواند
یادآور دوران دفاع مقدس و
ارزش های والای آن زمان باشد.

فهمیده دوازده ساله بود که حوادث کردستان اتفاق افتاد.او که عشق انقلاب
وامامقدس سره را در سر داشت
، خود را به کردستان رساند، ولی به دلیل کمی سن، برادران کمیته او را باز
می گردانند و درصدد برمی
آیند که در حضور مادرش از او تعهد بگیرند که دیگراز شهرستان کرج خارج
نشود. ولی او رضایت نمی دهد
و خطاب به آنان می گوید که خودتان را زحمت ندهید. اگر امام بگوید، به هر
کجا که باشد، آماده رفتن
هستم . من باید به مملکت خدمت کنم و اضافه می کند: من نمی نویسم و
اگربنویسم حرفی دروغ زده ام .
حتی با تهدید به زندان حاضر نمی شود تعهد بدهد و بالاخره تنها از مادرش امضا
می گیرند.
درهمان روزهای نخست جنگ تحمیلی ، محمد حسین تصمیم می گیرد که به
جبهه برود وبا متجاوزان بعثی
بجنگد . زمزمه رفتن را در خانواده و بین دوستانش می افکند. دریکی از
بیمارستان های کرج خود را به
یکی از دوستانش که بستری بود، می رساند و با او خداحافظی می کند و از
جبهه و جنگ برای او می گوید و
تکلیف الهی خود را گوشزد می کند.
یک روزکه به بهانه خرید نان از منزل خارج شده بود ، مبلغ 50 تومان را به
دوستش می دهد واز او می خواهد که نان را بخرد و به منزل آن ها ببرد
و تصمیم خود را برای رفتن به خوزستان به او می گوید و از وی می خواهد
که تا سه روز به خانواده اش خبر ندهد تا مانع رفتن او نشوند وسپس آن ها را
مطلع کند . دوست ا و یکی ، دو روز بعد خبر را چنین می دهد که :
من رفتم جبهه نگران من نباشید.
در تهران یکی از پاسداران کمیته متوجه تصمیم او می شده و با وی صحبت و
سعی می کند او را از تصمیم
خویش منصرف نماید، اما موفق نمی شود . شهید فهمیده که درعزم خود راسخ
بود، خود را به شهرهای
جنوب کشور می رساند و هرچه تلاش می کند که همراه گروه یا دسته ای که
عازم خطوط مقدم جبهه هستند،
برود ، موفق نمی شود. تا با گروهی از دانشجویان انقلابی دانشکده افسری
برخورد کرده و به نزد فرمانده
آنان می رود واز او می خواهد که وی را با خود ببرند. فرمانده امتناع می کند،
اما شهید فهمیده ، آن قدر
اصرار می کند تا فرمانده را متقاعد می کند که برای یک هفته اورا همراه خود
به خرمشهر ببرد. دراین مدت
کوتاه هر کاری که پیش می آید حسین پیشقدم شده و استعداد و قابلیت خود را
درهمه کارها نشان می دهد.
درهمین مدت کوتاه حضور درخرمشهر با دوستی که درآن جا پیدا کرده بود، یعنی
محمد رضا شمس ، هر دو
مجروح می شوند وآن دو را به بیمارستان منتقل می کنند و علی رغم مخالفت
فرمانده آن گروه و با حالت
مجروحیت، دوباره به خطوط مقدم در خرمشهر بر می گردد. درحین برخورد با
فرمانده و پس از ممانعت وی
از حضور درخط مقدم، چشمان حسین پراز اشک شده و با ناراحتی به فرمانده
می گوید:

من به شما ثابت می کنم که می توانم به خط بروم ولیاقت آن را دارم.
او برای اثبات لیاقت خود یک با ر به تنها یی به میان عراقی ها رفته ولباس و
اسلحه ای از عراقی ها به
دست می آورد و در هیئت یک عراقی به نیروهای خودی نزدیک می شود،
به طوری که رزمندگان
مشاهده می کنند که یک عراقی کوچک به طرف آنان می آید! می خواهند به او
شلیک کنند، که یکی از
آنان می گوید، صبرکنید با پای خودش بیاید تا اسیرش کنیم . هنگامی که نزدیک
می شود، می بینند حسین
است که خواسته ثابت کند که می تواند با دست خالی هم با عراقی ها بجنگد و
شهامت ولیاقت حضور در خط مقدم را دارد.
مسوول گروه که به توانمندی و توانایی واراده پولادین حسین برای رزم د رجبهه
اعتماد واطمینان پیدا می کند، به او اجازه ماندن د رجبهه را می دهد.
از آن پس او به اتفاق دوست شهیدش محمد رضا شمس ، دریک سنگر قرار
داشتند تا درهجوم عراقی ها به خرمشهر محاصره می شوند.
محمد رضا شمس ، دوست و هم سنگر حسین زخمی می شود و حسین با سختی
و زحمت زیاد او را به پشت
خط می رساند و به سنگر خود بر می گردد و می بیند که تانک ها ی عراقی
( ظاهرا 5 دستگاه ) به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده ودر صدد محاصره
آن ها هستند.
حسین درحالی که تعدادی نارنجک به کمرش بسته و در د ستش گرفته بود به
طرف تانک ها حرکت می کند.
تیری به پای او می خورد واز ناحیه پا مجروح می شود. اما زخم گلوله
نمی تواند از اراده محکم و عزم
پولادین او جلوگیری نماید. بدون هیچ دغدغه و تردیدی تصمیم خود را عملی می کند واز لا به لای امواج تیر
که از هر سو به طرف او می آمد، خود را به تانک پیشرو می رساند وآن را
منفجر می کند و خود نیز تکه
تکه می شود . افراد دشمن گمان می کنند که حمله ای از سوی نیروهای ایرانی
صورت گرفته است ،
جملگی روحیه خود را می بازند و با سرعت تانک ها را رها کرده و فرار می کنند. در نتیجه ، حلقه محاصره
شکسته می شود و نیروهای کمکی هم می رسند و آن قسمت را از وجود
متجاوزان پاک سازی می کنند

زنده نگه داشتن یاد حادثه شهادت دانش آموز بسیجی ، شهید فهمیده
از اصالت های دفاع مقدس می باشد .
مقام معظم رهبری د ردیدار با خانواده او در رابطه با فداکاری و شجاعت او
فرمودند:
بروز چنین حوادثی که از تربیت صحیح واصالت های خانوادگی است
، صرفا درمحیط های اسلامی جلوه گری و نور افشانی می کند

خبر شهادت حسین فهمیده
صدای جمهوری اسلامی ایران با قطع برنامه های خود اعلام می کند که نو
جوانی سیزده ساله با فداکاری
زیر تانک عراقی رفته آن را منفجر کرده و خود نیز به شهادت رسیده است .
امام قدس سره در پیامی که به
مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی صادر می کنند، جملات معروف
خود را پیرامون او می فرمایند:
رهبر ماآن طفل سیزده ساله ای است که با قلب کوچک خود که
ارزشش از صدها زبان و قلم
بزرگ تر است، با نارنجک ، خود را زیر تانک دشمن انداخت وآن را
منهدم نمود و خود نیز
شربت شهادت نوشید.
به این ترتیب و با این کلمات ، حسین و فداکاری و شجاعت او جاودانه شد.
بقایای پیکر شهید حسین فهمیده
دربهشت زهرا، قطعه 24، ردیف 44، شماره 11، به خاک سپرده می شود

یكی از خاطرات خیلی جالب من، آن شب اولی است كه امام وارد تهران شدند؛ یعنی روز دوازدهم بهمن-شب
سیزدهم -شاید اطلاع داشته باشید- لابد شنیده اید- كه امام وقتی آمدند به بهشت زهرا رفتند و سخنرانی
كردند، بعد با هلی كوپتر بلند شدند و رفتند .
تا چند ساعت كسی خبر نداشت كه امام كجا هستند! علت هم این بود كه هلی كوپتر،امام را در جایی كه خلوت
باشد برده بود؛ چون اگر می خواست جایی بنشیند كه جمعیت باشد، مردم می ریختند و اصلا اجازه نمی دادند
كه امام، یك جا بروند و استراحت كنند، می خواستند دور امام را بگیرند !
هلی كوپتر در نقطه یی در غرب تهران رفت و نشست بعد اتومبیلی امام را سوار كرد. همین آقای ناطق نوری
ماشینی داشتند، امام را سوار می كنند- مرحوم حاج احمد آقا هم بود- امام می گوید :
من را به خیابان ولی عصر ببرید؛ آن جا منزل یكی از خویشاوندان است.
درست هم بلد نبودند؛ می روند و سراغ به سراغ، آدرس گیرند، بالاخره پیدا می كنند- منزل یكی از
خویشاوندان امام- بی خبر، امام وارد منزل آنها می شوند !
دیدار بعد از 15 سال
خمینی ثانی درباره خمینی اول از خاطرات شب سیزدهم سال 1357 می فرماید:
یكی از خاطرات خیلی جالب من، آن شب اولی است كه امام وارد تهران شدند؛ یعنی روز دوازدهم بهمن-شب
سیزدهم -شاید اطلاع داشته باشید- لابد شنیده اید- كه امام وقتی آمدند به بهشت زهرا رفتند و سخنرانی
كردند، بعد با هلی كوپتر بلند شدند و رفتند .
تا چند ساعت كسی خبر نداشت كه امام كجا هستند! علت هم این بود كه هلی كوپتر،امام را در جایی كه خلوت
باشد برده بود؛ چون اگر می خواست جایی بنشیند كه جمعیت باشد، مردم می ریختند و اصلا اجازه نمی دادند
كه امام، یك جا بروند و استراحت كنند، می خواستند دور امام را بگیرند !
هلی كوپتر در نقطه یی در غرب تهران رفت و نشست بعد اتومبیلی امام را سوار كرد. همین آقای ناطق نوری
ماشینی داشتند، امام را سوار می كنند- مرحوم حاج احمد آقا هم بود- امام می گوید :
من را به خیابان ولی عصر ببرید؛ آن جا منزل یكی از خویشاوندان است.
درست هم بلد نبودند؛ می روند و سراغ به سراغ، آدرس گیرند، بالاخره پیدا می كنند- منزل یكی از
خویشاوندان امام- بی خبر، امام وارد منزل آنها می شوند !
امام هنوز نماز هم نخوانده بودند- عصر بود- از صبح كه ایشان آمدند- ساعت حدود نه و خرده أی- و به
بهشت زهرا رفتند تا عصر، نه ناهار خورده بودند-نه نماز خوانده بودند،نه اندكی استراحت كرده بودند! آن جا
می روند كه نمازی بخوانند و استراحتی بكنند. دیگر تماس با كسی نمی گیرند؛ یعنی آن جا كه می روند، با
كسی تماس نمی گیرند . حالا كسانی كه در این ستادهای عملیاتی نشسته بودند- ماها بودیم كه نشسته بودیم-
چه قدر نگران می شوند! این دیگر بماند چند ساعت، هیچ كس از امام خبر نداشت؛ تا بعد بالاخره خبر دادند
كه بله، امام در منزل فلانی هستند و خودشان می آیند، كسی دنبالشان نرود!
من در مدرسه رفاه بودم كه مركز عملیات مربوط به استقبال از امام بود- همین دبستان دخترانه رفاه كه در
خیابان ایران است، كه شاید شماها آشنا باشید و بدانید آن جا در یك قسمت ،كارهایی را كه من عهده دار
بودم، انجام می گرفت؛ دو سه تا اتاق بود. ما یك روزنامه روزانه منتشر می كردیم؛ در همان روزهای انتظار امام، سه، چهار شماره روزنامه منتشر كردیم.
عده أی آن جا بودیم كه كارهای مربوط به خودمان را انجام می دادیم.
آخر شب- حدود ساعت نه و نیم،یا ده بود- همه خسته و كوفته، روز سختی را گذرانده بودند و متفرق شدند.
من در اتاقی كه كار می كردم، نشسته بودم و مشغول كاری بودم؛ ناگهان دیدم مثل این كه صدای از داخل
حیاط می اید-جلوی ساختمان مدرسه رفاه، یك حیاط كوچك دارد كه محل رفت و امد نیست؛ البته ان هم به
كوچه، درب دارد، لیكن محل رفت و امد كسی رفت پاشدم ببینم چه خبر است. یك وقت دیدم امام از كوچه ، تك
و تنها دارند به طرف ساختمان می آیند برای من خیلی جالب و هیجان انگیز بود كه بعد از سالها ایشان را
می بینم- پانزده سال بود، از وقتی كه ایشان را تبعید كرده بودند، ما دیگر ایشان را ندیده بودیم فورا در
ساختمان ولوله افتاد از اتاقهای متعدد شاید حدود بیست سی نفر آدم آن جا بودند همه جمع شدند ایشان وارد
ساختمان شدند. افراد دور ایشان ریختند و دست ایشان را بوسیدند بعضیها گفتندكه امام را اذیت نكنید، ایشان
خسته هستند .
برای ایشان در طبقه بالا اتاقی معین شده بود كه به نظرم تا همین سالها هم مدرسه رفاه هنوز آن اتاق
رانگه داشتند و ایام دوازده بهمن، گرامی می دارند به نحوی طرف پله ها رفتند تا به اتاق بالا بروند، نزدیك
پاگرد پله كه رسیدند، برگشتند طرف ماها كه پای پله ها ایستاده بودیم و مشتاقانه به ایشان نگاه می كردیم،
روی پله ها نشستند معلوم شد كه خود ایشان هم دلشان نمی اید كه این بیست، سی نفر آدم را رها كنند و
بروند استراحت كنند روی پله ها به قدر شاید پنج دقیقه نشستند و صحبت كردند، حالاقیقا یادم نیست چه گفتند .
به هر حال خسته نباشید گفتند و امید به آینده دادند ؛ بعد هم به اتق خودشان رفتند و استراحت كردند. البته
فردای آن روز كه روز سیزدهم باشد، امام از مدرسه رفاه به مدرسه علوی شماره دو منتقل شدند كه بر
خیابان ایران است- نه مدرسه علوی شماره یك كه همسایه رفاه است- و دیگر رفت و امد ها وكارها همه
آن جا بود این خاطره به یادم مانده است.
دبيرستان را براي عزاي سالار شهيدان سياه پوش كردند، هيئت راه انداختند، نماز
ظهر عاشورا بر پا
كردند و به ياد مولاي عاشقان سر به سجده شكر نهادند و «اللهم الرزقني شفاعه
الحسين» را زمزمه
كردند. در شادي ها هم جشن گرفتند و نقل و شيريني را به همراه محبت قسمت
كردند و سرود شادي
سر دادند و در رزم گونه اي از جنگ، مردانه رزم و پيكار را مشق كردند و صد
البته علم آموزي را فراموش
نكردند، فراموش نكردند بسيجي بايد در همه عرصه ها صف شكن باشد. بچه
بسيجي هاي دبيرستان
مصطفي خميني اهواز دست در دست هم مدرسه عشق راه انداختند و ثابت كردند
كه اگر همت و غيرت باشد، حتي اگر امكانات و پشتوانه هم نباشد بسيجي از
تلاش نمي ايستد.
دبيرستان شهيد مصطفي خميني اهواز با بهره گيري از دبيران مجرب و
متعهد و همچنين دانش آموزان كوشا و
پيرو ارزش هاي اسلامي گام مؤثر و برجسته اي در راستاي اهداف عالي نظام تعليم
و تربيت كشور و بزرگداشت
ايام الله و برگزاري مراسم مذهبي و ملي برداشت. بسيج دانش آموزي اين مدرسه
مقام اول طرح
«اسوه» كشوري
را در سال تحصيلي 84-83 به شايستگي از آن خود كرد. آنچه در پي مي آيد تلاش
يكساله آنها تا رسيدن به قله
موفقيت است.
جذب بچه ها
سخن امام در خصوص تشكيل بسيج (ارتش 20 ميليوني) سرلوحه آغاز فعاليت
قرار گرفت و فرم هاي عضويت در سطح مدرسه توزيع شد.
. از 825 دانش آموز دبيرستان 750 نفر به جرگه خاكي پوشان بسيجي پيوستند و
در 15 دسته و با تعيين مسئول (فرمانده) براي هر دسته سازماندهي شدند.
ارتباط بچه ها با واحد بسيج دبيرستان از
طريق رابطاني است كه در هر كلاس نقش پل ارتباطي دانش آموزان و
بسيج دبيرستان را برعهده دارند. به اين
ترتيب فراخوان ها به موقع و در اسرع وقت در اختيار دانش آموزان قرار
مي گيرد و هيچ برنامه اي به تعويق نمي افتد
و مشاركت فعال و مؤثر اعضا را به دنبال خواهد داشت.
دو ركعت عشق بخوانيم
اتاق مستقلي به نمازخانه اختصاص داده شد و تزئين آن با تصاوير
مذهبي و ادعيه انجام گرفت. حجت الاسلام
صادق عيدي امام جماعت مدرسه شد. خيرين هم چهار تخته فرش به
نمازخانه مدرسه اهدا كردند. زنگ نماز براي
شيفت ظهر مشخص و هر روز بين نماز ظهر و عصر مسابقات حضوري
اجرا مي شد. پنج شنبه هر هفته نيز
جلسات هم انديشي ديني با عنوان «طرح بصيرت» باحضور امام
جماعت آموزشگاه برقرار بود.
ياد ياران سفر كرده
جلسات متعدد درباره نحوه برگزاري، جلسات مشترك با مسئولان
بسيج دانش آموزي اهواز، برقراري ارتباط با
ارگان هاي مختلف و جذب امكانات، دعوت از طراحان صحنه و اهالي
ذوق و هنر براي تزيين سالن، همگي تلاش براي
برگزاري يادواره شهداي دبيرستان بود.
85 شهيد دانش آموز، هديه اين دبيرستان به انقلاب و نهال نوپاي آن
است، از خانواده هاي معظم آنان براي حضور
در يادواره دعوت به عمل آمد. بچه ها مشغول تهيه و تكثير دعوتنامه
هاي يادواره و طراحي و چاپ پوسترها با
همكاري روابط عمومي مناطق نفت خيز شدند و يادواره را با حضور
خانواده هاي شهدا و مسئولان شهري با حماسه
سرايي حاج صادق آهنگران در فضايي آكنده از خلوص و معنويت برگزار
كردند.
مبتكر بسيجي
براي بالا بردن توان علمي بچه ها، كميته اي در سطح دبيرستان به
مشكلات درسي دانش آموزان رسيدگي مي
كند. كلاس هاي رفع اشكال نيز داير شد و يك صفحه از نشريه مصطفي
كه در دبيرستان توزيع مي شد به كميته
علمي اختصاص داده شد و بازديدهاي علمي كه با همكاري معاونت
پرورشي در طول سال تحصيلي صورت گرفت
يك گام مؤثر در پيشرفت هاي علمي دانش آموزان بود. آزمون هاي
علمي در همه پايه ها برگزار و يك مبتكر و مخترع
بسيجي (امير ايراني) در سال 84-83 به هشتمين همايش علمي
دانش آموزان ممتاز مخترع و مبتكر بسيجي كشور
معرفي شد.
هر هفته يك حديث
هر هفته يك حديث انتخاب و به در همه كلاس هاي دبيرستان و به
بردهاي حياط آموزشگاه نصب مي شود تا هم
فضاي مدرسه معطر به رنگ و بوي ولايت شود و هم بچه ها به راحتي
زيباترين و كوتاهترين مجلات را با بزرگترين و
بيشترين مفاهيم و كاربرد در زندگي روزمره خود در دسترس داشته باشند.
در عرصه ورزش
مسابقات فوتسال «جام رمضان» با حضور يك تيم از هركلاس با 30
تيم به صورت حذفي، مسابقات فوتبال و
هندبال و شطرنج نيز با عنوان جام يادواره شهداي دبيرستان در روز
برگزاري يادواره به همت واحد بسيج دبيرستان
برگزار شد.
همچنين دانش آموزان بسيجي در مسابقات دو همگاني در شهر
اهواز شركت و موفق به كسب مقام شدند.
ديگه چه خبر؟!
بسيجي هاي فعال دبيرستان شهيد مصطفي خميني اهواز پويا و پرتلاش در
بسياري از عرصه ها حضور
چشمگيري داشته اند. كه شرح آنها در اين مجال اندك نمي گنجد پس به خلاصه اي
از آن همه تلاش و عزم استوار بسنده مي كنيم:
- جلب كمك هاي مردمي و نهادهاي دولتي براي برگزاري ايام الله و
مناسبت هاي ملي.
-تعامل و همكاري مستمر با مساجد اطراف آموزشگاه و اجراي
مراسم و برنامه هاي مشترك با آنها.
- تشكيل ستادهاي مناسبتي (عيد غدير، محرم، ماه مبارك رمضان،
دهه فجر،....)
- نامگذاري هر يك از كلاس هاي دبيرستان به نام يكي از شهداي آموزشگاه.
-برپايي نمايشگاه «مردان بي ادعا» با همكاري مسجد رضوان اهواز.
- تشكيل گروه ناصحين به عنوان انتظامات مدرسه كه تعيين نماينده
كلاس ها را نيز برعهده دارد.
- شركت در اردوهاي طرح ولايت مقدماتي و تكميلي.
- انتشار نشريات و ويژه نامه هاي مختلف از قبيل «نشريه مصطفي»
و «پيك منتظران».
- برپايي نمايشگاه كتاب و محصولات فرهنگي دستاوردهاي انقلاب در
دهه فجر.
- شركت فعال 50 نفر از دانش آموزان بسيجي در رزمايش خليج
فارس با بيشترين آمار نسبت به ساير دبيرستان ها.
- شركت بيش از 50 نفر از دانش آموزان در طرح معرفت.
- راهيابي هشت نفر از اعضاي بسيج دبيرستان به حوزه علميه.
- ختم قرآن مجيد در طول ماه مبارك رمضان.
چنين روزي نارنجک به کمر بست و خود را در زير تانک دشمن انداخت تا ما امروز در آسايش و سلامتي
به تحصيل و زندگي شاد در کنار دوستانمان بپردازيم
متدين پرورش يافت. در آستانه انقلاب به واسطه حوادث آن دوران، روح وي نيز مانند
ميليونها جوان و نوجوان ديگر کشور، دچار تحولات عظيمي شد و شيفته حضرت امام
گرديد.شهيد فهميده نوجواني شجاع، فعال، کوشا و خوش برخورد بود و به مطالعه علاقه
زيادي داشت. با وجود آنکه به سن تکليف نرسيده بود، نماز ميخواند و همچنين براي
والدين خود احترام خاصي قائل بود.
شهيد فهميده دوازده ساله بود که حوادث کردستان پس از انقلاب اتفاق افتاد. او که عاشق
امام و انقلاب بود خود را به کردستان رساند، اما به دليل سن و سال کمش او را
بازگرداندند.
با شروع جنگ تحميلي، در همان روزهاي نخست، تصميم ميگيرد به جبهه برود و با
سختي فراوان عازم خرمشهر ميشود و با وجود سن و سال کم به فرماندهان ثابت ميکند که
لياقت و شهامت حضور در جبهه را دارد. او در همان مدت کوتاه رشادتهاي فراواني از
خود نشان داد.
نحوه شهادت:
شهيدفهميده در اتفاق دوست شهيدفهميده شهيدش محمدرضا شمس که در يک سنگر قرار داشتند،
در هجوم عراقيها، محاصره ميشوند. محمدرضا شمس، زخمي ميشود و حسين با
سختي و زحمت زياد او را به پشت خط ميرساند و به جايگاه قبلي خود برگشته و مشاهده
ميکند که 5 تانک عراقي به طرف رزمندگان اسلام هجوم آورده و در صدد محاصره و قتل
عام آنانند. حسين، در حاليکه تعدادي نارنجک به کمر خود بسته بود به طرف تانکها
حرکت ميکند . تيري به پاي او ميخورد اما در اراده پولادين او خللي وارد نميکند و در
همان حال موفق ميشود که خود را به تانک پيش رو رسانده و با استفاده از نارنجک آنرا
منفجر کند. دشمن در اين حال تصور ميکند که حملهاي صورت گرفته و با سرعت تانکها
را رها کرده و فرار ميکند؛ در نتيجه، حلقه محاصره شکسته ميشود و پس از مدتي
نيروهاي کمکي نيز ميرسند و آن قسمت را از وجود متجاوزين پاکسازي ميکنند.
روز شهادت شهيدفهميده بزرگوار به علت رشادت و شهامت وصف ناپذير اين نوجوان
رشيد، روز بسيج دانشآموزي نامگذاري شده است.
سخنان امام خميني (ره) در مورد شهید فهمیده :
رهبر ما آن طفل دوازده سالهاي است كه با قلب كوچك خود ، كه
ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است خود را زير تانك دشمن
انداخت و آن را منهدم و خود نيز شربت شهادت نوشيد.
شناسايي ، حفظ و احياء ارزشهاي حماسهسازان شهيد انقلاب
اسلامي به ويژه در دوران مقدس ، از مسئوليتهاي بزرگ نسل انقلاب و
علي الخصوص نهادهاي فرهنگي و همرزمان شهداي عزيز مي باشد .
نقش دانشآموزان و نوجوانان بسيجي در سنگرهاي دفاع مقدس با
مشاركت گسترده و آفرينش حماسههاي جاودان در صحنههاي نبرد حق
عليه باطل درخشش ممتازي داشت ، تا آنجا كه امام راحل (ره) و مربي
و مرشد شهدا از نوجوان بسيجي 13 ساله شهيد محمد حسين
فهميده كه يكي از اسوهها و قهرمانان تحرك آفرين جبهههاي رزم بوده به
عنوان رهبر ياد فرموده و در حقيقت نسل انقلاب و نسلهاي آينده را به
ارزش والاي شهادت و انس با فرهنگ و تفكر بسيجي و نيل به سعادت
حقيقي رهنمون ميسازد.
آري ، مبارزه پيروز ما با تهاجم فرهنگي استكبار جهاني مستلزم تحكيم و
تداوم سنگرهاي ارزشي تفكر و تشكل بسيجي و الهام گرفتن از افكار ،
ايمان ، اراده، منش و شجاعت همه جانبه شهداي عزيز ميباشد و به
يقين آشنايي وانس نوجوانان با ياد و آثار همسالان شهيد خود ميتواند
پاسداري از اين امانت و ميراث انسان ساز را تضمين نموده و بخشي از
تعهد و دين جامعه را به خون مطهر شهيدان ادا نمايد.
بنياد شهيد انقلاب اسلامي در گراميداشت شهادت اين شهيد عاليقدر و
ديگر شهداي دانش آموز ، يادنامهاي را منتشر ميكند به اين اميد كه
رهرو راه آن عزيزان باشيم.
محمد حسين در مدرسه خياباني مشغول به تحصيل بودندو روزي كه
امام به ايران تشريف آوردند حسين تصادف كرده بود و طحال ايشان پاره
شده بود و در بيمارستان بستري بودند.هنگامي كه از بيمارستان
مرخص گرديد اصرار مينمودند كه من حتماً بايد به زيارت آقا بروم ما
ايشان را با برادر بزرگشان (شهيد داوود) براي زيارت حضرت امام اعزام
نموديم كه پس از زيارت ايشان بازگشتند.
هنگامي كه جنگ تحميلي آغاز گشت و امام فرمودند :بسيج شويد ما
كمتر حسين را در منزل ملاقات مينموديم و من فكر مي كردم ايشان
يا سينما ميروند يا تفريح و از اين قبيل مسائل . اما در پيگيريهاي بعدي
فهميديم كه ايشان دارند كارهايي را انجام ميدهند كه مربوط به بسيج
و بسيجي و كارهاي مذهبي و انقلابي است .
روزي از طرف بسيج به كردستان اعزام گرديدند كه ما اصلاً اطلاعي
نداشتيم. ايشان را بچههاي سپاه از كردستان آوردند كرج. مادرشان را
هم خواسته بودند تا از ايشان تعهد بگيرند كه حسين ديگر به منطقه
نرود.چون هم قد ايشان كوچك و هم سنشان كم بود. و ايشان درحضور
مادرشان به آن برادر سپاهي ميگويند :خودتان را زحمت ندهيد اگر امام
بگويد هركجا كه باشد آماده هستم و من بايد به مملكت خودم خدمت
كنم.
اولين روزهاي جنگ تحميلي بود و جنگ در خرمشهر شروع شده بود و
خبر از يورش ناجوانمردانه متجاوزين و شهادت عزيزان بسيجي و سپاهي
ميدادند . ايشان پس از ثبت نام به درب مغازه ميوه فروشي كه داشتم
آمدندو خداحافظي نمودند و رفتند.
(البته لازم به تذكر است كه درآن زمان ما در حال ساخت خانه بوديم و
خانهاي داشتيم فاقد برق ، آب و .... كه حسين در زندگي واقعاً كمك و
ياور ما بودند و زندگي مارا ميچرخاندند.
شب هنگام به منزل كه آمدم سراغ حسين را گرفتم . گفتند :عصر
دوربين برادرشان را برداشتند و ديگر پيدايشان نيست . و من گفتم كه
ايشان ميآيند مقداري ديرتر . تا چندين روز از حسين اطلاعي نداشتيم
كه يكي از بچههاي همسايههايمان آمدند و گفتند :به مادرش بگوئيد :
من رفتم جبهه نگران من نباشيد. دقيقاًنميدانم اين فراق 33 يا 44 روز
به طول انجاميد كه يك روز راديو برنامه عادي خود را قطع كرد و اعلام
نمود يك نوجوان 13 ساله خودرابه زير تانك دشمن انداخته و تانك دشمن
را منهدم ساخته و خود نيز شربت شهادت نوشيدهاند.
در حال شام خوردن بوديم كه مجدداً تلويزيون خبر را اعلام نمود و
مادرشان گفتند : بخدا حسين است انگار اين مطلب به او الهام شد كه
حتي قسم نيز ميخوردند پس از چند روز برادران سپاهي به درب منزل
آمدند و خبر شهادت حسين را اعلام نمودندو گفتند مقداري از جنازه
حسين كه باقي مانده برايتان ميآوريم . و من ازآنها سوال نمودم كه
منظورتان از مقداري چيست ؟ و اين بنده خدا كه اسمشان آقاي شمس
بود (برادر شهيد محمد رضا شمس كه با حسين در منطقه با همديگر
بودند ) چنين تعريف نمودند.
حسين از بسيج به منطقه اعزام شده بود كه يك روز نزد فرمانده ما آمد و
گفت : آقا اجازه بدهيد من بيايم و با شما كار كنم فرمانده بدليل اينكه
ايشان قدرت لازم را ندارند قبول ننمودند و حسين در جواب گفت : حالا
اجازه دهيد يك هفته با شما باشم اگر خوب بودم كه ميمانم اگر خوب
نبودم هم ميروم بدين طريق حسين نزد ما آمد و ما از ايشان واقعا ً
راضي بويم هر كاري كه پيش ميآمد حسين پيشقدم بودند .و حسين
هنگامي كه با برادر من زخمي شدند به بيمارستان ماهشهر منتقل
گرديدند.پس از مرخصيشدن از بيمارستان نزد فرمانده آمدند كه به خط
بروند و فرمانده اجازه ندادند و حسين اصرار ميكرد كه با خط اعزام گردد
و فرمانده هم نميپذيرفتند. درآن هنگام چشمان حسين پر از اشك شدو
رگهاي گردنش متورم و با ناراحتي به فرمانده گفت : من به شما ثابت
ميكنم كه ميتوانم به خط بروم پس از چند روزي مشاهده نموديم كه
يك عراقي به سمت ما درحركت ميباشد بچهها ميخواستند او را مورد
هدف قرار دهند كه من گفتم خودش با پاي خودش ميآيد نزنيد صبر كنيد
و موقعي كه نزديك شد ديديم كه حسين است از او سوال نموديم كجا
بودي اين لباسها چيست اين اسلحهها ازآن كيست و ايشان گفتند :
فرمانده اجازه دادند كه ايشان به خط بروند . در خط با محمدرضا
همسنگر بودند در جنگ محمدرضا تير ميخورد و حسين با وسايل
همراهش محمدرضا را به عقب انتقال ميدهند و در آنجا به او ميگويند
كجا ؟حسين در جواب ميگويد :
من بايد انتقام همسنگرم را از اين دشمن بگيرم
هنگامي كه به جايگاه قبلي خويش باز ميگردد 5 تانك عراقي را ميبيند
كه به طرف بچهها ميآيند و قصد حمله دارند در اين لحظه نارنجكها را به
كمر بسته به طرف تانكهاي دشمن متجاوز ميرود كه تيري به پاي وي
اصابت مينمايد و ايشان زخمي ميشوند . به هر صورت ممكن خود را
به اولين تانك ميرساند وبا نارنجكي كه به همراه داشت تانك را منفجر
مينمايد و خود نيز با نسيم عشق به پرواز درميآيد و تن به نسيم
بهشتي ميسپارد .
بچهها احساس ميكنند برايشان كمكي آمده و دشمن نيز فكر ميكند
كه غافلگير شده ودر حال شكست ميباشد كه بچههاي بسيج بقيه
تانكهارا منهدم ميسازد.
ما پس ازچند روز كه به سراغ حسين رفتيم مقداري از جسم مطهر
ايشان را پيدا كرديم كه برايتان ميآوريم .
پاي صحيت مادر شهيد محمد حسين فهميده
مادر شما چگونه از شهادت فرزند دلبندتان اطلاع حاصل نموديد وعكس
العمل شما چگونه بود ؟
شبي هوا خيلي سرد بود و من در فكر پسرم بودم كه كجاست ؟ و چه
ميكند ؟ و آيا در اين هواي سرد وسيلهاي براي گرم كردن دارد يا نه ؟
صبح ساعت 8 ازراديو كه پيام رهبر اعلام گرديد را شنيدم همان لحظه به
سرعت خود را به خانه دخترم كه نزديك ما بود رساندم و خبر را به آنها
دادم و گفتم دخترم نكند اين نوجوان كه خودش را زير تانك انداخته
حسين باشد . دامادمان گفت فكر نميكنم، اين پسر خرمشهري است
حسين اصلاً تا آنجا نرفته كه بخواهد اين كار را بكند شب نيز تلويزيون
همان خبر را داد من به پدر و برادر بزرگترش (داوود) گفتم بخدا اين
حسين است كه اين كار را كرده پدرش در جواب گفت اگر چنين
سعادتي داشتيم كه خيلي خوب بود اين پسر اهل خرمشهر است نه
حسين . آن شب گذشت و بعد از يك هفته دو نفر از سپاه آمدند و خبر
شهادت حسين را همانطور كه خودم حدس زده بودم گفتند .
حسين كه دائماً در رابطه با اسلام و دين بحث ميكرد . نه تنها با ما
بلكه با مردم هم همينطور بود اگر ميگفتيم برو نفت بگير ميگفت :
جوانان ما در جبههها در سرما ميجنگند آنوقت شما ميگوييد برو نفت
بگير . حتي در مدرسه هم در اين رابطه بحث و جدال داشت داوود هم
با پدرش در ميوه فروشي كار ميكرد و اعتقاد داشت نبايد مادر يا
خواهرانش بيرون بروند و با نامحرم روبرو شوند و ميگفت هر آنچه امام
ميگويد عمل كنيد خيلي ساكت و مظلوم بود نماز و روزه و واجباتش ترك
نميشد پس از اين كه معافي از سربازي گرفت بجاي پدرم به جبهه
رفت كه پس از 2 ماه و 10 روز به شهادت رسيد.
گاهي حسين را بلند صدا ميكردم جواب نميداد و بعد از چند لحظه
ميگفت بله ميگفتم : حسين معلوم هست تو كجايي ميگفت سر
قبرم ميگفتم مگر قبر تو در آشپزخانه يا اتاق است ميگفت نه قبر من
در بهشت زهرا قطعه 24 رديف 11 است .
هر وقت به بهشت زهرا ميرفت و بعد براي ما تعريف ميكرد . ميگفتم
حسين يك بار من را هم ببر خيلي دوست دارم به بهشت زهرا بروم
حسين ميگفت : آنقدر بهشت زهرا خواهي رفت كه سير شوي.
شبي كه داوود ميخواست به جبهه برود من خيلي گريه ميكردم همان
موقع داوود گفت : فردا جلوي دوستان من گريه نكني شما مادر شهيد
سيزده ساله هستي بايد طوري رفتار كني كه من افتخار كنم. اين ديدار
آخر ما بود و آخرين خاطره من .
تعيين سالروز شهادت بسيجي سيزده ساله شهيد محمد حسين
فهميده به عنوان روز بسيج دانشآموزي در مدارس انتخابي شايسته
است كه موجب ميشود خاطره و آرمان آن شهيد همواره پيش روي
نسل آينده انقلاب قرار گيرد.
اي نوجوانان وطن آينده سازيد
مانند گلهاي بهاري دل نوازيد
بمانند فهميده براي حفظ آيين
هر يك به ميدان شهادت يكه تازيد
اي بچهها فهميده آن گرد بسيجي
همسنگر پويندگان كشور ماست
بر وصف ايمانشان امام عاشقان گفت
اين نوجوان با شهامت رهبر ماست
در به وصف آن دلير قهرمان گفت
فهميده شاگرد دبستان يقين است
نوجوانان پيرو فهميده باشيد
صد هزارا ن آفرين بر اين اميدان
نام شما را هر كه در دفتر بخواند.
گلها ، صورت هايشان را سپرده بودند به دست نسيم و آرام و بيخيال
به خواب ميرفتند.
گنجشكها و كبوترها در آسمان آبي
پرواز ميكردند چرخ ميزدند و بر روي ديوارهاي كوتاه شهرآرام
ميگرفتند. مردم ، مردم ساده و صميمي شهر ، همه به كار و تلاش
مشغول بودند و هيچكس فكر نميكرد كه به زودي حادثهاي اتفاق
بيافتد.
اول صداي وحشتناكي در شهر پيچيد و بعد صداي ديگر و صداي ديگر .
ديوارها يكي پس از ديگري شكست و خانهها فروريخت
صدا ، صداي انفجار بود انفجاري گلوله توپ و تانك و خمپاره
همه با ترس و وحشت به يكديگر نگاه ميكردند و هيچكس نميدانست
چه اتفاقي افتاده است . بچهها به آغوش مادرهايشان پناه ميبردند و
بزرگترها وحشت زده به اينسو و آنسو ميدويدند.
گنجشكها و كبوترها ترسان و پريشان خود را به در و ديوار ميكوبيدند و
بيقراري ميكردند.
يك نفر كه از روستاي ديگري ميآمد ، نفس نفس زنان پيغام آورد كه :
عراق به ايران حمله كرده است . بيدليل با توپ و تانك و خمپاره و
شهرها و روستاها را يكي پس از ديگري ويران ميكند و پيش ميآيد .
اول بزرگترها و سپس بچهها به سوي بامها دويدند.
از بالاي بامهمه چيز پيدا بود.
افراد و تانكهاي دشمن پيش ميآمدند ، همه جا را به آتش ميكشيدند
و ويران ميكردند . همه به فكر چاره افتادند ، هر كس كاري ميكرد
عدهاي به سمت زير زمينها و صندوقچههايشان ميدويدند تا تفنگهاي
خود را بيرون بياورند.
عدهاي به دنبال گوئي ميگشتند تا آنها را از خاك وشن پر كنند .
عدهاي هم براي ساختن سنگر زمين را ميكندند.
من هم بايد كاري ميكردم .
نميتوانستم بنشينم و ببينم كه دشمن لحظه به لحظه نزديكتر شود.
نميتوانستم بنشينم و ببينم كه دشمن از زمين و آسمان به شهر و
كشور ما هجوم بياورد.
من اگر چه كوچك بودم اما ؛ نگاه معصوم خواهر كوچكترم به من ميگفت :
حسين بايد كاري كرد
قرآني كه بالاي طاقچه بود ، با صدايي روشن فرياد ميزد:
فرزندم ! بايد كاري كرد
به سمت در اتاق پيش رفتم .
مادرم در چهار چوبه در ايستاده بود و چشمهاي نگرانش ميگفت :
پسرم كاري بايد كرد
از اتاق بيرون آمدم
گلهاي باغچه كه رو به پژمردگي ميرفتند به سختي سرهايشان را تكان
دادند و ناله كردند :
كاري بايد كرد
چشمم به تفنگ و نارنجك برادرم افتاد كه آنها را در كنار حياط گذاشته
بود و رفته بود براي وضو گرفتن.
تفنگ را گذاشتم براي خودش و نارنجك را برداشتم و از خانه بيرون آمدم.
گنجشكها و كبوترها ، پريشان و وحشت زده در اطرافم پر ميكشيدند و
زمزمه ميكردند:
كاري بايد كرد
به طرف دروازه شهر راه افتام . به همان سمتي كه عراقيها پيش
ميآمدند.
فاصلهشان با شهر بسيار كم شده بود .
ايستادم و به دشمن نگاه كردم . يك دنيا دشمن بود . يك دريا دشمن
بود..
موذن با نواي گرم و رساي حي علي خير العمل از بالاي گلدسته مسجد
فرياد ميكشيد : كاري بايد كرد .
انگار اين صداي خدا بودكه از گلدستههابه گوش ميرسيد.
نارنجك را به كمر بستم .
به خدا گفتم :
آمدم
و به سوي نزديكترين تانك دشمن خيز برداشتم.
لحظهاي بعد من و نارنجكم در زير تانك دشمن بوديم.
شهري در آسمان
شهر پرواز محمد حسين فهميده
قسمتي از برنامه پنجم روايت فتح
خرمشهر ، از همان آغاز خونين شهر شده بود .
خرمشهر خونين شهر بود . آيا طلعت را جز از منظر اين آفاق ميتوان
نگريست ؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و
پيكرهايشان زير تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش
پيوست .
اما راز خون آشكار شد راز خون را جز شهدا در نمييابند . گردش خون در
رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب شيرينتر است .
....شايستگان آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا انباشته است كه ترس
از مرگ جايي براي ماندن ندارد.
شايستگان جاودانند : حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بيانتهاي نور كه
پرتوي از آن همه كهكشان آسمان دوم را روشني بخشيده است .
قسمتي از وصيتنامه شهيد داوود فهميده
پدرعزيز اگر وصيت نامه من به دستت رسيد وصيت من را گوش كن من را
در بهشت زهرا خاك كنيد چون برادرم حسين هم در بهشت زهرا است و
ميخواهم در كنار برادرم باشم و شما هم راحتهستيد شبهاي جمعه
ميآييد كمي كنار قبر من و كمي كنار قبر برادرم درد دل ميكنيد
انگیزی است که موافقین و مخالفین بسیاری دارد .
جوانان در پیروی از الگوها و"مد " های مو و لباس بیشتر تابع احساسات و سلایق خود هستند و به مسائل آنی و زود گذر توجه بیشتری دارند و به جنبه های کلان موضوع توجهی ندارند . من چگونه شیک می شوم و نظر دیگران و ترجیحا جنس مخالف در مورد من چیست ؟ آیا دوستانم مرا می پسندند و آیا مدلی که من از آن پیروی می کنم جالب و جذ اب است ؟ آیا مد لباس من جدید ترین مدل است ؟
اساسا این سئوالات و پاسخ آنها مهمترین عامل انتخاب مدلی از اصلاح موی سر و صورت و مدل لباس می باشند . اینکه نظر پدر و مادرم در این زمینه چیست ؟اینکه مربیان و به اصطلاح بزرگترها راجع به کسانیکه از مدل های گوناگون استفاده می کنند چیست ؟ اهمیتی ندارد .
اینکه مدل مو و سر و وضع من چه شخصیتی از من می سازد و اساسا با استفاده از مدهای اصلاح مو و صورت و لباس متعلق به چه فرهنگ و هویتی می شوم خیلی قابل فهم و ملاک نیست و البته توجه به پیامد های میان مدت و دراز مدت این مساله جایی برای فکر کردن پیدا نمی کند .
جوان و جوانی کردن ، حال کردن و لذت بردن ، شور و نشاط و عشق کردن مقوله
های متداول در فلسفه رفتاری جوانان است .
در حالیکه بزرگترها و والدین به آتیه می اندیشند و البته به موقعیت اجتماعی
خودشان هم بی توجه نیستند .
در این میان سرمایه داران و سوداگران هم در صدد سوء استفاده از چنین شرایط و اوضاعی هستند ، مثلا از فروش یک مدل پیراهن و یا کفش سود سرشاری می برند برای اینکه آن را به جهت مد بودن به چند برابر قیمت اصلی خودش قالب می کنند و قطعا چنین جریانی به کام خیلی هاست ، اینکه چگونه جوانان ما ملعبه و بازیچه دست یک مشت آدم بی همه چیز می شوند محصول چنین سناریویی است .
در تحلیل ماجرا باید خیلی دست به عصا پیش رفت و نقش هرکدام از عوامل مختلف را منصفانه تعیین کرد .
اینکه یک طرفه جوانان را مقصر بدانیم و آنان را بی هویت و بی شخصیت تلقی کنیم به نظر غیر منصفانه می آید .تنوع طلبی ، شیک پوشی و کم وبیش اهمیت به نظر جنس مخالف ، علاقه به رنگ های با نشاط و شاد ، خواسته های اقتضای سن جوانان است .
اگر دختر و پسری را ببینیم که به این مسایل توجه نمیکنند قدری غیر طبیعی می دانیم چنانچه زیاده روی در مد گرایی هم نوعی عارضه بیمار گونه تلقی می شود . چه باید کرد ؟
در جامعه ای که به این نیاز جوانان توجه نشود در حالیکه خواسته ها و احساسات آنان از طرق مختلف مثل برنا مه های ماهواره ای تحریک می شود (به خصوص در جامعه ای مثل کشور ما که بیش از 30 درصد آنان را جوانان تشکیل می دهند )
آیا امکان دارد ره به جایی برد ؟
پویایی جامعه محصول تلاش همه اقشار مردم در همه زمینه هاست و این امکان را باید فراهم کرد و بعد آن را در سمت وسوی مناسب با ارزش های انقلاب هدایت نمود .اتکا به فعالیت های اداری و بوروکراسی پوسیده در این زمینه ها جوابگو نیست .اگر موضوع با خود جوانان در میان گذاشته شود و با روشن کردن بیم و امید ها و مصالح عمومی کشور مسئولیت پذیری را در آنها بتوان افزایش داد ، شاید بتوان به یک فرمول شفا بخشی دست یافت . آیا چنین خواهد شد ؟؟